«گند زدم»

ای دِلِ غافل چه کردم من به خودم یار؟
چشم چرا روی تو بستم؟ چه کنم یار؟
دار و ندارم بسوزان گند زدم این
عشق ز سردی تلف شد خسته شدم یار

وزن:« _ ۷ ۷ _ / _ ۷ _ _ / _ ۷ ۷ _ / _ »
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منح موور)

جانا
۵ اسفند ۱۴۰۲

🙏نَمَسته🙏


دو چشمم نگاهش به چشمانِ یارم
ز عشقش بمیرم اِبایی ندارم
پری چهره عاشق برایم نفس شد
نمیشد ببینی مَرا بی نگارم
زِ اعماقِ چاهی رسیدم به شاهی
به دستم صُراحی و او در کنارم
شکر پاره شیرین عَقیقی بُلورین
دو دستم به تَحسین نَمَسته🙏گزارم
به هنگام عشرت رقیبی ندارم
به میدان رغبت خودش تک سوارم
خدایا کمک کن که قدرش بدانم
به قلبش چنان بذر شادی بکارم
که لبخند زیبا نشیند به رویش
بگوید که جانا به سینه فُشارم

وزن:« ۷ _ _ / ۷ _ _ / ۷ _ _ / ۷ _ _ »
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

جانا
۱ اسفند ۱۴۰۲