« بال فرشته »
آغوش مرا دست تو در خواب گرفته
دستان شفا بخش تو چون بال فرشته
سرگشته ی هر کوی و در و برزن و صحرا
آن خرده خداییست که در جان سرشته
خواهان توام خواسته یا از سر اجبار
تقدیر مرا آینه گون نور نوشته
سالی که گذشت از تب تو خواهش ممتد
شیرین به لبانم لب تو قند شکسته
فالی که گرفتی امید است و طراوت
والا و رها آمده زنجیر گسسته
از کیش مسلمانی تو صبر و کرامت
در خواب گدا چون شه بیدار نشسته
چشمان مرا روی نگارم بگشاید
رویانده جوانی من و عمر گذشته
آخرین روز تابستان
۳۱ شهریور ۱۴۰۲
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 18:45 توسط جانا نوری
|