«اکریل سرنج»
آری بدان من آنم کز یار خود برنجم
با یک نگاه نقاد، رفتارش را بسنجم
او عاشق و گرفتار مشتاق دیدن یار
من غافل از قضایا بازیگر شطرنجم
از ابتدای دیدار، سیگار پشت سیگار
انگار که روبرو با مسئله ای بغرنجم
هوادار بی گدار خشونت بی اخطار
آماده ی انفجار، بمب اکریل سرنجم
موی پریش یارم بر باد سوز سوارم
اسیر روزگارم پر از چین و شکنجم
نماد عشق رومی در پهنه های بومی
در نقش فرش شومی اصالت ترنجم
بر خویشتن عزادار، در ازدحام بسیار
چوب نخیل دمام، زنگ صدای سنجم
جان من، جان نگار، جان زیباترین یار
ببین که عاجزم من کاری نکن برنجم
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
با مصرعی ز حافظ جانا رسید گنجم
۲۲ آذر ۱۴۰۲
۱۳ نوامبر ۲۰۲۳
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 7:30 توسط جانا نوری
|