بِنِگَر که عاشقانت به سکوتِ تو گرفتار
زِ نگفتنت جماعت، به طریقِ ذهن ناچار!
دل و جان همهِ سپارد به صراط آن ولیکن
به غلط سپرده باشد به هوای نفسِ بیمار!
چه کسی بگو چگونه؟ و چرا کسی بخواهد؟
همه را ز رنج غفلت، بُکُند ز خواب بیدار
تو مگر ندیده بودی؟! که چقدرْ دردْ عیسیٰ
به صلیبِ جَهلِ مردم؛ بِکِشید وقتِ هشدار
و کلیم طور موسیٰ که به همدمی گُزیدی
چه تَمایُزی سبب شد؟ شِنَوَد صدایَت ای یار
همه را تو خلق کردی همه را پناه دادی
همه را بشارتی تو همه را به بیم هشیار
به صلاح ما چه باشد؛ بِگُذار برای آخر
تو به هر چه گو توانا، ز سکوت دست بردار
تو مگر نگفته بودی که بخوان مرا اجابت
بِنِمایَمَت که راهی ز بَرَت شود نمودار

وزن: « ۷ ۷ _ ۷ / _ ۷ _ _ / ۷ ۷ _ ۷ / _ ۷ _ _ »
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

جانا
۱ بهمن ۱۴۰۲